قسمت سوم ضیافت
محمدالدوله و اطعمه
محمدالدوله فرمود: ما که از این حرفهای صولت خان سر در نمی آوریم، همین قدر میدانیم که دیر رسیدن به مَضیف مساوی از دست دادن موقعیات استراتژیک سفره است بعداً استدعای دست بوسی میکنیم. ما هم که چشممان فقط سفره های اِیوان را گرفته بود، وقت عزیزمان را صرف بوس بوس بازی نکرده فی الفور مبادرت به فتح موقعیات استراتژیک نمودیم، محمدالدوله هم با پَنِلِ ویژه و لطایف الحِیَل خود سفره ها را یکی پس از دیگری فتح میکرد. صحبتهای صولت خان که پایان یافت مهمانسرا صحرای کربلا شد یا قیامت بر پا گردید نمیدانیم فقط میهمانان را دیدیم که چون بَربَرها به سوی سفره ها هجوم آوردند.
اما محمدالدوله این شیر بیشه حق، از آسیب دیدن توسط بربرها نهراسید و دست از تلاش نکشید. باری به ما گفت: پایه ای شما از این سفره و ما از آن سفره، کورس خوردن بگذاریم ببینیم کداممان زودتر به انتهای سفره خودمان میرسیم؟ کورس گذاشتیم، سفره خودش را تا سرانجام رفت و پایان سفره ما را از سر گرفت تا به آغازش، گویی میخواست قدرت دستگاه گوارشش را به رخمان بکشد.
نهایتاً هر چه تلاش کردیم او را از سر سفره (ها) بلند کنیم نتوانستیم. ارشمیدس به جای اینکه ادعا کند "نقطه اتِّکایی به من بدهید تا به کمک اهرم خود جهان را بلند کنم" ما نقطه اتِّکا را به او میدهیم اگر راست میگوید با کمک اهرمش محمدالدوله را از سر سفره غذا بلند کند. میدانیم، عن قریب این موجود جان بر سر خوردن می نهد. خدا میداند اگر به ضربه دشنه ای شکم محمدخان سوراخ میگردید چه مقدار مأکول هضم شده و نشده بر زمین فرو میریخت. پس از شام، اندرونی و بیرونی و بهار خواب و ایوان چنان به نظر می آمد که لشکر جرّار خونخواری از آنجا گذشته باشد.
سپس جمله مهمانان در باب تشکر جملات تکراری ردیف کردند و دعای خیر در حق صولت الدوله نمودند اما ما که در خلاقیت سرآمد عصر هستیم، فرمودیم: ایشالّا هزار سال زنده باشی و ما هم زیر سایَت غذاهاتو بُخوریم. جهت ثبت در تاریخ، اَطعمه و اَشربه موجود را نتوانستیم قلمی کنیم چرا که کثرت در انواع خوراکیها این امر را محال میساخت و همچنین از حوصله این رونوشت و بنده حقیر خارج. (کفی بالله شهیداً) فقط این نکته را متذکر شویم که تمامی عمارت پر بود از سفره هایی بس طویل که انتهایی برای آنها نبود. اینها را ما به چشم دیدیم بقیه را نمیدانیم همین قدر بگوییم آنقدر خوردیم که حالی خوش به ما دست داد. خداوند قسمت همه اهل دلان کُناد.
به جمع دانشجویان حسابداری 89 دانشگاه یزد خوش آمدید