صندلی داغ کادوی تولد ما به حمیدی فر

HaPpY bIrTh DaY  

چهار شنبه ای که گذشت تولد آقای حمیدی فر بود

تولدت مبارک 

(ببخشید یادمون رفت)

علی افا تولدت مبارک ایشالا که همیشه سالم و سر زنده باشی 

حالا بیا رو صندلی داغ حالشو ببر 

بچه ها تا سه شنبه وقت دارید سوالای داغتون رو از علی اقا بپرسید 

میتوان دستی گرفت

زندگی یعنی برگ یک کتاب
میتوان در گوشه ای خاموش و سرد
مشعلی از مهربانی بر فروخت
میتوان یک شب به قلب شب بتاخت
سینه ی شب را شکافت
ماه را آزاد کرد
میتوان با آب چشم
زنگ دلها را زدود
میتوان دستی گرفت
میتوان راهی نمود
میتوان در دفتر ذهن کسی
جاودان شدبا شکوه
دست در دست نسیم
پای در راه طلوع
میتوان تا کوه نور
ره سپرد و نور شد
با نگاهی گرم یخها را شکست
با سلامی نرم ، سنگ را آب کرد
میتوان دل بست و جان آباد کرد
میتوان آهسته خواند
شهر باران در بهار
تا ببینی در نگاه تو
خانه ای از مهربانی شد بنا!

مردونگی یعنی چی…؟

پاندول داشتن نشون از مردونگی نیست بلکه نِشون نَر بودنه…!

 ریش و سبیل و بدن قوی هم همینطور…! هیچکدوم نشون مردونگی نیست…!

 پس مردونگی چیه…؟

مردونگی یعنی وقتی با زنت میری بیرون هوا یخ میکنه کاپشن خودت رو بندازی رو دوش زنت و خودت سگ لرزه

 بزنی از سرما و با دندونایی که از سرما داره تریک تریک به هم میخوره بگی من سردم نیست…!

یعنی وقتی هندونه میاری خونه چاقو رو فرو میکنی توی شکمش قاچ میکنی اون گل هندونه رو بزنی 

سر چاقو بدی زنت بخوره کیف کنه…!

 مردونگی یعنی گوشتای توی خورشت رو بذاری برای زن و بچه ات و خودت به لپه ها قناعت کنی…! 

که اگه زنت باز یه تکه از گوشتای خودش رو میذاره گوشه بشقابت تو اون رو نخوری باز تکه تکه کنی

 بذاری برای بچه هات…!               این مردونگیه داداش…! 

مردونگی یعنی وقتی کله پاچه درست میکنی با نون سنگک لقمه بگیری نمک بزنی بذاری دهن زن و بچه ات …!

 یعنی وقتی غذای همسرت شور شده بخوری و دم نزنی و وقتی ازت میپرسه که شور شده یا نه ؟

 بهش بگی نه…! خیلی هم خوبه….!خوش نمکه…!

مردونگی یعنی دونه دونه پوست کندن پسته و گذاشتن تو دهن بچه هات…!

 یعنی مچ دستت درد بگیره از آبگیری پرتغال ولی تا بچه ات میگه: دستت درد نکنه باباجونم…! 

درد دستت یادت بره…!

 یعنی وقتی ابمیوه رو لیوان لیوان میکنی میده به اهل خونه و دیگه چیزی نمیمونه خودت رو فراموش کنی…!

 و وقتی زنت میگه پس خودت چی؟ بگی من همون اول خوردم…ولی نخوردی که…!

مردونگی یعنی سنگ زیر آسیاب…! یعنی چتر خانواده…! یعنی سِپَر بلا…! یعنی پیشمرگ…!

یعنی تو همه چیزای خوب رو برای زن و بچه ات بخوای…! نه برای خودت….! 

و یعنی وقتی همه چیزای خوب رو اونا استفاده میکنن تو کیف کنی…! تو ذوق کنی…! 

تو اونوخ مردی آقا……! مَرد…! 

گرچه کسی قدر ندونه…! عیبی نداره…! 

تو کار خودت رو بکن….!

 آره داداش…! آره عزیز…!


*امیر حسن خان محمد کریمی*

بازم یه چیز جالب

به این سایت مراجعه کنید     


یک صفحه ی مشکی ظاهر میشود روی صفحه ی مشکی کلیک کنید. چه میبینید؟

حالا موس را نگه دارید و روی صفحه ی مشکی بکشید.


 هر چه می بینید تقدیم به شما


**اگر روی کامپیوتر فلش پلیر ندارید با کلیک روی لینک زیر دانلود و روی کامپیوترتون نصب کنید**

دانلود


یه بازیه قشنگ، اگه تقلب نمیکنید، بفرمایید...

هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي به طرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! 
البته به شرطي كه تقلب نكنيد!

فقط به دستور العمل بازی ،عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اين صورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه اي كاش تقلب نمي كرديد!
اين بازی حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را شگفت زده کند...

اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت!

پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد!

نكته: زماني كه مي خواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي
هستند كه شما آنها را مي شناسيد (تبصره از خودم: يعني اسم الكي يا بيخودي
ننويسيد!!!)
مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه به هنگام نوشتن اسامي و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بي خودي و بيش
از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد!


با زهم بايد گفته شود كه به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد
در غير اين صورت نتيجه درست نخواهد بود و آن را ضايع خواهيد كرد!
(باز هم تبصره از خودم: اين رو به خاطر اين چندين بار تكرار كرده كه آدمهاي  كنجكاو خودشونو كنترل كنن!!!)

خوب حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد. یا ذهنی

1- اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را به صورت ستوني يا رديفي (زير هم) بر روي كاغذ بنويسيد.

2- سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را كه مايليد بنويسيد.

3- حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد.

4- نام اشخاصي را كه مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد.

5- در رديفهاي 8، 9، 10 و 11نام چهار ترانه (آهنگ) را بنويسيد (در جلوي هر رديف نام يك ترانه)

6- اكنون نهايتا ميتوانيد يك آرزو كنيد!!

و حالا كليد رمز گشايي اين بازي:

1- عددي را كه در رديف 2 نوشته ايد مشخص كننده تعداد اشخاصي است كه شما بايد در باره اين بازي به آنها بگوييد!

2- شخصي كه نامش در رديف 3 قيد شده كسي است كه شما عاشقش هستيد!!!

3- شخصي كه نامش در رديف 7 قيد شده كسي است كه شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!)!!!

4-شخص شماره 4 کسي است كه شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!

5-شخص شماره 5 کسي است كه شما را بسيار خوب مي شناسد.

6-شخصي كه نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسي) شماست!

7-آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي كند (مرتبط است)!!!

8- آهنگ شماره 9 آهنگي براي شخص شماره 7 است!

9- آهنگ شماره 10 آهنگي است كه بيش از همه افكار شما را بازگو مي كند!

10- و بالاخره شماره 11 آهنگي است كه مي گويد شما در باره زندگي چه احساسي داريد!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولي بنظر مي آيد كه درست باشه!

==== خوب چطور بود؟ كف كرديد.. نــــه؟ ==== 

اولین مهمان صندلی داغ 3902

            به تو ای دوست سلام 

دل صافت نفس سرد مرا آتش زد, کام تو نوش و دلت، گلگون باد.


سلام امروز اولین روز چهارمین ترمی هست که کنار هم هستیم 

 ایشالا که ترم خوبی رو داشته باشید

برا همه آرزوی موفقیت در کل زندگی رو دارم 


بالاخره صندلی داغ این ترم رو با انتخاب خودتون  راه انداختیم 

این هم از  اولین صندلی داغ  3902  با حضور:


HaPpY bIrTh DaY  

اینم از آخرین تولد هفته

 

      امروز  هم تولد خانم نجمه وکیلی هستش 


تولدتون مبارک 


HaPpY bIrTh DaY  


HaPpY bIrTh DaY  



فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



امروز تولد آقای  محمد حج فروش  هستش


دست  دست از ممل هم رقص 




HaPpY bIrTh DaY FATEME

                              

         امروز تولد بهترین دوستم فاطمه کارگر هستش

                               ***تولدتـــــــــــــ مبالکـــ***

 

                            دریا بر دهان بهمن بوسه زد و تو متولد شدی٬

          آسمان در پی شادی ها گم شد و من در کنار امواج غروب تو را پیدا کردم٬

قمری ها شکوفه ها رو نقاشی کردند و تو در دشت یاسها جوانه زدی و آفتاب هم تولدت را جشن گرفت

                        قاصدک با بال های ستاره ب دیدن سپید آمد و تو را برای بودنم هدیه کرد.

                                                                                                   

اول یه دسته گل..

   

                           

                                                    اینم از کیکش عزیزی