فالگوش

سلام
امروز قرار بود کلاس مبانی کامپیوتر از ساعت سه تا پنج تشکیل بشه.
ده دوازده تا از پسرا هم اومده بودیم
(دخترای کلاس رو نمیدونم که بودن یا که نه)
و دیگ چاخان رو بار گذاشته بودیم
و هــــــی کمچه میزدیم تا ته نگیره، که یه آقایی که نمیدونم
کی بود گفتند: کلاستون ساعت چهار شروع میشه. ما هم تو آی تی منتظر موندیم تا ساعت چهار بشه.
بعد از یه ساعت همون آقا اومدن که کلاستون اگه قرار بود تشکیل بشه همون ساعت سه شروع میشد.![]()
ما هم که دیگمون ته گرفته بود با هم خداحافظی کردیم و رفتیم.![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 20:27 توسط امیر حسین و :)
|
به جمع دانشجویان حسابداری 89 دانشگاه یزد خوش آمدید