کاش تو تاب می شدی،تاب پریدن دارد

ناز کن ای نازترین،ناز کشیدن دارد
زلف پریش کرده ای ،قلب رمیدن دارد
کاش تو تاب می شدی ،من سوار دلت
باز حواسم نبود،تاب پریدن دارد
قلب گرفتی زمن،لیک نفهمیده ام
من که قلبم گروست،چیست تپیدن دارد
گفت وگو می کنم با خیال و غمت
صد غزل گفته ام این شنیدن دارد
یاد تو میرود ، از خیال و تنم
چشم من کور اگر،شوق دیدن دارد
در غم کوی تو،گفتن این جمله را
روی مگیران ز من،ماه که دیدن دارد



به جمع دانشجویان حسابداری 89 دانشگاه یزد خوش آمدید